حیران

مجموعه اشعار فارسی

رباعی شمارهٔ ۹

اکنون که گل سعادتت پربار است

دست تو ز جام مِی چرا بیکار است؟

مِی خور که زمانه دشمنی غدار است

دریافتن روز چنین دشوار است